تبليغاتX
فرشته عاشق






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



آسیب شناسی فک و فامیل

سلام بچه ها.خوبین خوشین.چه خبرا؟؟چند وقتی نبودم خوب حال میکردینا.ولی باز اومدم.این مدت خیلی گرفتار بودم.میخواستم وبلاگم رو حذف کنم ولی دلم نیومد دوستای خوبی که پیدا کردم رو از دست بدم.آخه تو این دنیایی که هم درد و غم و مشکل هست یه نفر باید شما رو بخندونه.خوب اون یه نفرم منم دیگه.با این که خودم غم و غصه دارمولی به روی خودم نمیارم.همش میریزم تو خودمخوب بگذریم مطلب امروز در مورد آسیب شناسی فک و فامیله.ایشالله که خوشتون بیاد یعنی باید خوشتون بیاد چاره ای دیگه ندارین.جون من اگه خوشتون اومد نظر یادتون نره ها.اگه خوشتونم نیومد بازم نظر بدین.یه ریزه هم لبخند بزنید.این قدر غم و غصه نخورید.هر چی غم و غصه دارین به داداشی بگین.خودم دارم مال شماها هم روش.ایشالله که صد و بیست سال زنده باشین ولی تا چشم به هم بزنی جناب عزرائیل اومده بالا سرت میخواد جونت رو بگیره.اگه یه وقت اومد بهش بگین بیاد  پیش من خودم حسابش رو میرسم.خدا به داد من برسه.اگه دیدین یه وقت دیگه خبری از من نیست بدونید عزرائیل زورش بیشتر بوده.من با عزرائیل خیلی رفیقم .خوب بگذریم دارم پر حرفی میکنم.خلاصه این که دنیا دو روز بیشتر نیست.بخندید تا دنیا به روتون بخنده..

آسیب شناسی فک و فامیل:

۱-خاله:

معنای لغوی:خواهر مادر

معنای استعاره ای:هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک:یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس میخرد.

غذای مورد علاقه:آش کشک

ضرب المثل:خاله را میخواهند برای درز و دوز وگرنه چه خاله چه یوز.خاله ام زائیده  خاله ام زاهو کشیده.

وقت خوردن خاله خواهر زاده رو نمیشناسه.اگه خالم ریش داشت آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:شوهر خاله:یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است.

دختر خاله/پسر خاله:همبازی دوران کودکی یا در بزرگسالی عاشقش می شوید.اما با یکی دیگه ازدواج میکنید یا باهاش ازدواج میکنید اما عاشق یکی دیگه هستید.

مشاغل کاذب:خاله زنک بازی.خاله خانباجی.

چهره های معروف:خاله خرسه.خاله سوسکه.

داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.

۲-عمه:

معنای لغوی:خواهر پدر

معنای استعاره ای:هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش رو نداشته باشد.

نقش سمبلیک:به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل:۱جواب همه ی فحش هایی که میدهید.مثال:

عمته......۲جواب همه محبت هایی که میکنید.مثال:به درد عمه ات میخوره......۳توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما(تنها برای دختر خانم ها).مثال:به عمه ات رفتی۴خیلی چیزای بد دیگه.از ذکر مثال معذورم....

غذای مورد علاقه:شله زرد.سمنو.

ضرب المثل:ندارد(تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک).

زیر شاخه ها:شوهر عمه:یک مرد پولدار که سبیل های قیطانی دارد و چندش آور است.

پسر عمه/دختر عمه:همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.

مشاغل کاذب:Match-Making

چهره های معروف:عمه لیلا.

ترجیع بند:دختر که رسید به بیست باید به حالش گریست(شما رو نمیدونم ولی من اینو از عمه ام میشنوم نه از خاله ام)

داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.

3-دایی:

معنای لغوی:برادر مادر

معنای استعاره ای:هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبلیک:یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما میدهد.همیشه حرفهایتان را می فهمد و میشود پیشش گریه کرد.

غذای مورد علاقه:فسنجون.

ضرب المثل:عروس را که مادرش تعریف کنه برا آقا داییش خوبه.اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:زن دایی:یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.

پسر دایی/دختر دایی:همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل همرزم ساپورتتان می کنند.

چهره های معروف:علی دایی.دایی جان ناپلئون.

ترجیع بند:همه چیز زیر سر انگلیساست.

سعی کنید حداقل یک دایی داشته باشید.

4-عمو:

معنای لغوی: برادر پدر

معنای استعاره ای:هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک:یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند.یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی میرود پدر ساکت شده به فکر فرو می رود.

ضرب المثل:عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زیر شاخه ها:زن عمو:یک زن خوشکل که زیاد به شما توجه نمیکند و خودش را برای مادر میگیرد.

دختر عمو/پسر عمو:همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.

مشاغل کاذب:بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.

چهره های معروف:عمو زنجیر باف.عمو یادگار.عمو پورنگ.

داشتن یک عموی پولدار خیلی خوب است.

امیدوارم خوشتون اومده باشین.نظر یادتون نره ها.اگه انتقاد هم داری حتما بگین.دیگه سفارش نمیکم بخند تا دنیا به روت بخنده.حواستون به عزرائیل هم باشه.

در پناه امام زمان شاد باشین و عاشق.

اگه عزرائیل جونمون رو نگرفت بازم میام سراغتون.فعلا.


نويسنده: داداش حجت مورخ: دوشنبه 1387/03/20 در ساعت: 7:42
|+|



چگونه در مهمانی آدم باشید!!!!!!

سلام بر همگی.حالتون خوبه؟؟؟چطورین؟؟؟حال و احوال.خوش میگذره؟؟با امتحانات چطورین؟؟اینقدر خر خونی نکنیدا.اون پشت کنکوری ها چطورن؟؟.ایشالله که همیشه موفق باشین تو امتحاناتتون سر بلند بیرون بیایین..ممنون از کسانی که منو مورد لطفشون قرار میدن و نظر میدن.هم انتقاد میکنند هم پیشنهاد هم تشکر.انقدر ندین.دیگه دارم پر حرفی میکنم.راستی به بعضی دوستان که سر میزنم خیلی دلم میگیره آخه بابا دختر خوب پسر خوب دنیا دو روز بیشتر نیست.چرا اینقدر غمگین هستین.همه مشکل دارن.فقط شما ها که نیستین.هر کسی یه دردی داره.به خدا منم بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنید مشکل دارم.ولی هیچ وقت به خودم اجازه ندادم ناراحتیم به کسی دیگه سرایت کنه.من میخندم ولی از ته دل نیست ته دلم پر از غصه و درد و رنجه.ولی میخندم شاید یه نفر به این خنده ی من به زندگی امیدوار بشه.ولی اگه ناراحت باشم کسی که یه ذره به زندگی امید داشته باشه با دیدن ناراحتی من از زندگی نا امید میشه.اگه از چیزی ناراحتی اگه از چیزی دلت گرفته است فقط با خدا درمیون بذار.از ما گفتن.حالا میخوای قبول کن میخوای قبولم نکن.به خاطر خودتون دارم میگم.اگه به روی دنیا بخندی دنیا هم به روت میخنده ولی اگه همش ناراحتی و غصه باشه دنیا هم بهت سخت میگیره.

خوب بریم سر مطلب طنز امروز.فقط خواهشا نظر یادتون نره ها.در مورد این حرف های بالا هم نظر خودتون رو بگین.

مطلب امروز در مورد اینه که وقتی رفتیم مهمونی چه جوری آدم باشیم میدونم همه آدم هستن ولی یه نفر مثل خودم باید بیشتر آدم باشه.

1. پيش از رفتن به مهماني خودتان را تر و تميز کنيد. اگر به فکر آبروي خودتان نيستيد به فکر آنها باشيد که قرار است با شما روبوسي کنند.
2. اگر مي خواهيد پيش از رفتن به مهماني دوش بگيريد، براي اين کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنيد. باور کنيد آب مناسب تر است.
3. براي ميزبانتان گل ببريد؛ اما اگر وسعتان نميرسد که از گل فروشي گل بخريد، از گلهاي داخل پارک استفاده نکنيد؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بي کسي دق کند.
4. قبل از وارد به خانه ي ميزبانتان يا ا... بگوييد. شايد آنها در خانه شان سر بريده داشته باشند.
5. هنگام ورود به همه سلام کنيد و با همه دست بدهيد،مگر اينکه خانه ي ميزبان در استاديوم آزادي باشد.
6. به اتاق هاي خانه ي ميزبان سرک نکشيد. اينجا هم همان بحث سر بريده مطرح مي شود.
7. اگر سيني چاي را جلويتان گرفتند، به صورت کسي که سيني را در دست دارد خيره نشويد. اين عمل مربوط به مجالس خواستگاري است. آن هم تنها در سريالهاي تلويزيوني.
8. اگر پايتان بوي بد مي دهد، فقط در مهماني هاي دست جمعي شرکت کنيد. اين طوري کسي نمي فهمد که توليد کننده ي بوي باتلاق شما هستيد.
9. وقتي تلفن خانه ي ميزبان زنگ مي زند، شما گوشي را بر نداريد.
10. تلفن هاي خارج کشورتان را در مهماني نزنيد. امروز روز تکنولوژي پيشرفت کرده است و يک پرينت از مخابرات مايه ي آبروريزي آدمهاي آويزن مي شود.
11. اگر احياناً در خانه ي ميزبان سر بريده ديديد، به روي خودتان نياوريد.
12. هنگام خوردن غذا، صداي خفه کن دهانتان را روشن کنيد.
13. اگر شک داريد که درآمد ميزبانتان از راه حلال به دست آمده است يا نه، بنا را بر حلال بگذاريد .
14. اگر يقين داريد که درآمد ميزبانتان از راه حرام به دست آمده است، تا وقتي که در خانه ي او هستيد چيزي نخوريد؛ حتي اگر چيز اساسي و توپي باشد. مثال چيز اساسي و توپ: خوراک ميگو، شکلات خارجي، پسته ي فرد اعلا و...
15. اگر در غذايتان مو پيدا کرديد، آن را نبينيد.
16. اگر ميزبان فراموش کرده بود سر سفره آب بگذارد، وانمود نکنيد که لقمه در گلويتان گير کرده است و داريد خفه مي شويد. مثل آدم از او بخواهيد که کمي آب سر سفره بگذارد. قرار است آدم باشيد ديگر.
17. اگر در مجلس ختم شرکت کرده ايد، قيافه اي محزون به خود بگيريد و به چيزهاي غم انگيزي مثل شب امتحان، وبا، کاندوليزا رايس فکر کنيد.
18. اگر در مجلس عروسي شرکت کرده ايد، چيزهاي خوب را در ذهنتان مجسم کنيد و به سريال طنز شبانه ي ديشب فکر نکنيد.
19. اگر قرار است مهمان به خانه تان بيايد... خدا صبرتان بدهد.
20. اگر مهمان هايتان بيشتر از تعداد پيش بيني شده بودند، آنها را گزينش نکنيد. خدا بزرگ است، بالاخره يه طوري مي شود.
21. هنگام مهماني رفتن، کساني را که دعوت نيستند با خودتان همراه نکنيد. درست است خدا بزرگ است؛ اما حياي شما کجا رفته؟
22. لقمه هايي را که مهمانانتان بر مي دارند در ذهنتان شمارش نکنيد. مگر مغز شما کامپيوتر است؟ يک نفر را مسئول کنيد که با ماشين حساب، کل لقمه ها را جمع بزند و بعد تقسيم بر تعداد کند. اين طوري معقول تر است، نه؟!
23. اگر مهمانتان از شهر ديگري آمده است، پس از صرف شام در باره ي راحتي و امکانات مناسب هتل هاي شهرتان حرف نزنيد. مردم خر که نيستند، متوجه منظورتان مي شوند.
24. زبانمان مو در آورد، شما را به جان عزيزانتان آدم باشيد.

امیدوارم از مطلب امروز استفاده کنید یه خورده آدم بشین.

نظر یادتون نره ها.خوشحال میشم.

در پناه امام زمان شاد باشین و عاشق


نويسنده: داداش حجت مورخ: جمعه 1387/02/20 در ساعت: 10:33
|+|



هرچی دوست داری اسمش رو بذار

سلام بر همه دوستان گرامی امیدوارم حال همگی خوب باشه.

در مورد مطالبی که من مینویسم یه خورده ای باعث ناراحتی خانم ها شده.من این مطالب رو واسه طنز گفتم همین. منظور خاصی نداشتم ولی با این حال بعضی ها ناراحت شدن.اشکال نداره من از همه خانم ها معذرت خواهی میکنم.اگه خواستم دوباره از این جور مطالب بنویسم در مورد هر دوجنس مینویسم که دیگه به من نگن در مورد خانم ها بد میگم.

از همه کسانی که در مورد مطالبم نظر میدم واقعا سپاسگذاری میکنم.

خوب حالا اول یه مطلب در مورد خانم ها مینویسم تا منو ببخشن بعدش هم یه مطلب طنز میذارم تا حال کنید.

بعد از پایان مطالب هم حتما نظر بدین.خوشحال میشم.ممنونم از همتون.

يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه گفت: من نمي‌فهمم. مادر گفت: تو هيچ‌گاه نخواهي فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که چرا مادر بي‌دليل گريه ميکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه ميکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نمي‌دانست که چرا زنها بي‌دليل گريه ميکنند.

بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را ميداند. او از خدا پرسيد: خدايا، چرا زنان به آساني گريه ميکنند؟

خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه‌هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار تمام دنيا را به دوش بکشد. و همچنين شانه‌هايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد و من به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نااميد شده‌اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او توانايي نگهداري از خانواده‌اش را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين که شکايتي بکند. به او عشقي داده‌ام که در هر شرايطي بچه‌هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.

به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي‌رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند. و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد.

او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک ميريزد. خدا گفت: مي‌بيني پسرم، زيبايي يک زن در لباسهايي که مي‌پوشد نيست. در ظاهر او نيست و در شيوه آرايش موهايش نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است. زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و قلب او جايي است که عشق او به ديگران در آن قرار دارد.

خوب این یه مطلب بود در مورد خانم های محترم.ایشالله که خوشتون اومده باشه.حالا نوبت میرسه به مطلب طنز این دفعه.امیدوارم خوشتون بیاد.

ما توآلت میخوایم ، یالّا !

 

توصیه ی ایمنی : اکیداً توصیه میشه که لطفاً کسایی که مشکلات قلبی و روحی و مزاجی و نزاکتی و خیلی چیزای دیگه دارن ، مطلب زیر رو نخونن ...
یه چیز دیگه : جنبه نداراش هم نخونن !

 

 

 در راستای اهدافی که تنی چند از برو بچز و دوستان در پیش گرفتن ، ما هم بر آن شدیم که باهاشان همکاری نموده و مطلب زیر را از خودمان گردگیری ... یعنی گردآوری کرده و تقدیم شما بزرگواران بنمانیم . باشد که دری از درهای مشکلات ما حل گردد الهی آمـــــــــــّــــــین !

 

عرضم به حضورتان که آقا ، ما مشکلات زیاد داریم ... بروید بالا لطفاً ... یه جوری فکر میکنید که انگار مشکل ندیدین تو عمرتون ، مشکل توالته !

 

 

 این مشکل در حالت عادی خودش رو نشان نمیده که ، وقتی نمایان میشه که اولاً زیاد نوشابه و آب خورده باشی ، چند ساعت قبل غذای پر حجم ( مخصوصاً لوبیا ) خورده باشی ، و از همه مهمتر اینکه تو خیابونی باشی که تا چشم کار میکنه ، فقط ماشین میبینی و آدم . دریغ از یه جایی برای تخلیه ی التهابات درونی !


 بارها و بارها برا همه ی ماها پیش آمده که به همچین دردی گرفتار شده باشیم . به قول معروف میگن : تا حالا به بی توالتی گرفتار نشدی که درد عاشقی از یادت بره ...!!


البته هدف دوستان در اعتراض به مشکل بی توآلتی در شهر بود ، ولی از اونجایی که من زیاد با این مشکل روبرو  و درگیر نشدم ، سعی در ریشه یابی این معضل بزرگ دارم . ریشه یابی به این معنی که اول باید حریف خود رو بشناسیم ، بعد بهش حمله کنیم ! پس همینجا این سوآل مطرح میشه که :


 توآلت چیست ؟!


البته همین توالتی که ما میگیم ، متناسب با فرهنگها و لهجه ها و زبانهای مختلف ، جور خاصی نامگذاری شده ... مثلاً اسم اول همون توآلته که خیلی رواج داره که بر دو قسم است :

 

1) توآلت ایرانی

2) توآلت فرنگی
 

 

در ایران ، ایرانیش متداوله و در کل جهان ، فرنگیش ! البته زمزمه هایی هم مبنی بر صادرات ایرانیش به کشور های اروپایی شده ، ولی شما باور نکنید ...


با اینکه مراجع، تاکید زیادی بر استفاده از مدل ایرانیش به همه ی اقشار جامعه میکنند ، با این حال یک عده هستند که سطح خودشون را بالاتر دیده و به نصب مدل خارجکیش اهتمام میوَرَزُنَد و بهانهشان اینه که مدل ایرانی دیسک کمر میاره !!


ولی از آنجایی که صنعتکاران ایرانی خیلی مبتکر و متخصصند ، مدل پلاستیکی توالت فرنگی ( از همونایی که پایه داره و روی توالت ایرانی قرار میگیره ) رو روانه ی بازار نمودند تا یک وقت خدای ناکرده کم نیاورده باشند! به محصول خارجی هم جنبه ی ایرانی میدیم !
( به واسطه ی همون توالت ایرانی که زیرشه !! )


البته نوعی از توالت فرنگی هست که از قدیم الآیام ( یه چیز تو مایه های عصر حجر ) در بین مردم  ( مخصوصاً مردها ) رایج بوده که همانا مدل سرپاییه . منتها خارجی ها ، اون رو از حالت کوچه بازاری خارج و صنعتیش کردن و وارد مکانهای عمومی مثل هتل ها ، کازینو ها و جاهای دیگه نمودند ...

 

اینجا ایرانی ها کم آوردن و نتونستن پوز خارجیها رو به خاک بمالونن و هنوزم سیستم کوچه بازاری، ( در صورت تعطیل بودن بازار! ) ادامه و رواج داره .

  

اسم باکلاسی توالت میشه دسشویی
مثال : آقا اجازه ، میشه بریم دسشویی ؟!!


البته واضح و مبرهن است که دسشویی معنی دستشویی میدهد ، پس اگه کسی برا دسشویی اجازه گرفت ، ولی رفت برا تخلیه ی التهابات درونی ( شکمی ) ، مسئولیت با خودشه .

 

اسم دیگه ای که برای این مکان عزیز رواج پیدا کرده ، مستراح میباشد . ولی به نظرم کلمه ی قشنگی نیست ، من رو یاد توالت های بتنی ای که دستی ساخته شده میندازه ( تو در و داهاتا زیاد دیده میشه )

 

اون قدیم ندیم ها هم بهش میگفتن : موال ( و به گفته ی دوست عزیزی " مبال " ) که به نظرم همون موال درست تره . البته من هم از دهن این و اون شنیدم که میگن موال ، وگر نه ، شاید مبال درست باشه . شایدم اون دوستم از دهن این و اون شنیده باشه " مبال " ، مثلا زبون طرف خوب نچرخیده باشه و میخواست بگه " موال " ، آب دهن تو دهنش گیر کرده و گفته " مبال " ، و شایدم نه موال درست باشه ، نه مبال ، مثلاً " مدال " درست باشه که ... چی ؟ ... بله ، دوستان اشاره میکنن بی خیال شو ...

 

اسامی دیگری هم هست که ممکنه بیشتر جنبه ی شخصی و خصوصی داشته باشه یا بین یک قشر خاص رواج داشته باشه ... ممکنم هست که طرف از کلمات و اسامی جانبی برای رساندن هدف استفاده کنه .


مثال :  " آقا اجازه ... ما کمپوت آلبالو گیلاس داریم ! "   و در ادامه :  " جون مادرتون آقا ، داریم میترکیم !! "


البته اسامی مشابه زیادی کاربرد داره که میتوانید یه سر به بقالی سر کوچه بزنید و انواع کمپوت ها و رب ها را به این لیست اضافه کنید .


اسم با مسمای دیگری که برازنده ی این مکانه ، اتاق تفکره . به این معنی که سخت ترین و پیچیده ترین مسائل هم تو همین توالت حل میشه ... حالا اگه یک نفر به تنهایی نتوانه از پس مسئله ای بر بیاد ، باید رجوع کنه به اتاق همفکری ( که همانا توالت عمومی است ! )
 

خب ... اینجاش رو یه نقطه میزاریم تا سری بعد که میام ، این بحث مهیج و هیجان انگیز رو ادامه بدیم .

 

پ . ن 1 : هشدار داده بودم اونایی که روحیشون لطیفه نخونن ... حالا که خوندین من هیچ گونه مسئولیتی قبول نمیکنم ...
د . ض 2 : توصیه ی ایمنی : وقتی میرین توالت ، مواضب موبایلاتون باشین ... بیشترین آمار خرابی تلفن همراه ناشی از افتادن تو چیزه ... همون که میدونید !

امیدوارم بعد از پایان مطلب فوق حالتون خوب باشه.

حتما راجع به این موضوع نظر بدین.

درپناه امام زمان شاد باشین و عاشق


 

 


نويسنده: داداش حجت مورخ: سه شنبه 1387/02/10 در ساعت: 6:21
|+|



یعنی واقعا خانم ها اینطوری هستن؟؟

سلام به همه دوستان امیدوارم حال همگی خوب باشه.چند وقتی نبودم از دستم راحت بودینا.

چه خبرا خوبین خوشین.چیکار میکنید.خواهشا وقتی مطالب رو میخونید یه نظری هم بدین.

انتقاد پیشنهاد سپاسگذاری که بعید میدونم همچون کاری بکنید.

خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند.

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند

خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد

خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند

خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند

خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود

خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟

اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري

اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته

اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري

اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي

اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس

اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه

اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي!

شما بگين ما چيكار كنيم؟

خانم های محترم خواهش میکنم به اعصاب خود مسلط باشین.میدونم الان آمپرتون چسبیده خواهشا قبل از اینکه نظر بدین اول یه لیوان آب سرد بخورین بعد بیاین نظر بدین.

آقایون محترم هم خواهشا لوس نشین چون ممکنه یه لنگ کفش بیاد بخوره تو فرق سرتون.

منم دیگه زیادی دارم زیادی حرف میزنم الانه که یه لنگ کفش هم بیاد بخوره تو ملاجم

این فقط یه مطلب طنز بود منم هیچ قصد توهین به خانم های محترم ندارم.

فقط خداییش خودتون قضاوت کنید

دوستون دارم.در پناه امام زمان شاد و سر بلند باشین.

در مورد این مطلب هم نظر خودتون رو بدینا.

فدای همتون داداش حجت


نويسنده: داداش حجت مورخ: جمعه 1387/01/23 در ساعت: 8:16
|+|



هنگامه عاشقی

سلام، در روزگاری که بهار، دامن دامن گل های عشق و زندگی را بر بسیط خاک، پهن کرده و هر نفس که فرو میدهیم مفرح ذات است و نشاط آور جان، باید که قدر بدانیم این ایام فرخنده را چرا که چرخ گردون هیچ عهدی نبسته که به آن وفادار بماند. هیچ معلوم نیست که این دم که فرو دهم برآرم یا نه؟ اما با بهار باید زندگی کرد و نگاه بهاری به آسمان و زمین و کوه و دریا نگریست. اولین آموخته ما از بهار، زیبائیست. زمین و زمان سبز و غزلخوان است.

یکی می گفت: شب  در حال رفتن است و دیگری می گفت صبح در راه هست هر دوی آنها درست می گفتند اما در جمله دوم بارقه هایی از امید و آرزو موج می زند که نشاط آور است. برای اینکه زندگی با طراوتی داشته باشیم باید بدنبال چیزهای تازه بود. حرفهای نو و بدیع را یاد بگیریم و در زندگی به کار ببندیم که یادگیری چیزهای تازه باعث خلاقیت است و وقتی خلاقیت تولید شد، نوآوری هم بوجود می آید و بهار زمان خلاقیت و نوآوری است زمان سرمستی و شوریدگی است.

بسیاری از ما اینگونه تصور می کنیم که ستاره شانس و اقبال ما در آسمانهاست و حتما بسیار شنیده اید که کسی از سر گله و شکایت بگوید: من در هفت آسمان یک ستاره هم ندارم.!

اینکه جای ستاره ها همیشه در آسمانهاست هیچ جای شکی نیست اما یادمان باشد ستاره شانس در آسمانها نیست. بلکه روی زمین و بدنبال انسانهای پرتلاش و با اراده است. بدنبال کسانی که قلبهایی سرشار از عاطفه و عشق دارند و چهره های نورانی شان هرگز بدون تبسم نیست. این جمله را شاید بارها و بارها شنیده باشید که: "من همین جوری هستم" یا "من همینم که هستم" و منظورش این است که شما باید منو همین جوری قبول کنین، بد و خوب با هم و یا بدتر از این ... یعنی من نمی توانم رفتارمو تغییر بدم و خلاصه کلام با زبان بی زبانی می گه: "باید منو تحمل کنی".

چرا باید تحمل کنیم، بهار فصل تغییر و دگرگونی هاست. فصل نقطه سرسطر و آغاز عاشقیست. وقتی می شود زندگی را با عشق این همه زیبا و دوست داشتنی کرد چرا با قهر، دعوا و ...

ما باید همیشه به دنبال شادی بگردیم چرا که غم ها چه بخواهیم چه نخواهیم خودشان به سراغ ما می آیند و مار را پیدا خواهند کرد. امروز را دریاب و سرخوش و رندانه به کار دل بپرداز.

زندگی، شوق رسیدن به همان فردائیست که نخواهد آمد.

تو نه در دیروزی و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست.

زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند. فردا طلوع خواهد کرد، حتی اگر ما نباشیم.

فرزانه ای می گفت: اکتشاف عبارت است از مشاهده چیزی که همه اونو دیده اند و بی اعتنا از کنارش عبور کرده اند.

اما مکتشف کسی است که اونو دیده و به او فکر کرده است. با این نگاه گفتگوی خار و گل را بخوانید.

 

غنچه از خواب پرید                             و گلی تازه بدنیا آمد
خار خندید و به گل گفت سلام             و جوابی نشنید
                              خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت                          گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک                 گل سراسیمه زوحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید                و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید                             خار با شبنمی از خواب پرید
                              گل صمیمانه به او گفت سلام
 
 
                                            سال نو مبارک و شاد و سربلند باشید

نويسنده: داداش حجت مورخ: شنبه 1387/01/03 در ساعت: 7:30
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir